فیلترها/جستجو در نتایج    

فیلترها

سال

بانک‌ها




گروه تخصصی











متن کامل


نشریه: 

علوم کشاورزی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    545-560
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1649
  • دانلود: 

    506
چکیده: 

سرباره فولادسازی (کنورتور LD) یکی از فرآورده جنبی صنایع آهن و فولاد می باشد که به مقدار زیاد در اصفهان تولید می شود. سرباره به کار رفته به ترتیب حاوی 52.8 و 2.2 درصد CaO و MgO می باشد. برای بررسی امکان استفاده از سرباره LD به عنوان یک ماده آهکی بهساز، آزمایشی با استفاده از دو خاک منطقه گیلان انجام گرفت. مطالعه شامل دو فاز بود که فاز اول یک آزمایش انکوباسیون و فاز دوم یک مطالعه گلخانه ای بود. نمونه های خاک از عمق 30-0 سانتیمتری سطح مزارع برنج و باغ چای گرفته شدند. تیمارها در فاز اول شامل 0، 0.5، 1، 2، 4، 8 و 16 درصد سرباره کنورتور در هر کیلوگرم خاک بود. رطوبت خاک ها در ظرفیت مزرعه ای برای مدت دو ماه ثابت نگهداشته شد، و در زمان های 1، 10، 30 و 60 روز از نمونه ها، نمونه های فرعی جهت بررسی تغییرات pH، EC و غلظت K, P, Mn, Fe قابل استخراج با AB-DTPA گرفته شد. در مرحله بعد با توجه به نتایج حاصل از آزمایش انکوباسیون، تیمارهای آزمایش گلخانه ای تعیین و اعمال گردیدند. در آزمایش گلدانی از ذرت رقم 647 به عنوان گیاه شاهد استفاده گردید. بعد از برداشت گیاه پس از 50 روز در نمونه ها وزن خشک و مقدار جذب فسفر، پتاسیم، آهن و منگنز تعیین شد. نتایج نشان داد pH خاک با افزایش نسبت سرباره به کار رفته افزایش یافت. سرباره مقدار P و Mn قابل استخراج با AB-DTPA را متناسب با مقدار به کار رفته افزایش داد. تاثیر سرباره بر مقدار Fe بسته به pH خاک مقدار آهن دوباره افزایش یافت. سرباره، پتاسیم قابل استخراج با AB-DTPA را به ویژه در خاک باغ چای که شدیدا اسیدی بود، کاهش داد. نتایج آزمایش گلدانی نشان داد که وزن خشک گیاه با مصرف مقادیر 0.5، 1 و 2 درصد سرباره افزایش یافت. کاربرد سرباره سبب افزایش جذب فسفر به ویژه در خاک مزرعه برنج افزایش یافت. با توجه به نتایج بدست آمده به نظر می رسد سرباره کنورتور برای اصلاح خاکهای اسیدی مناسب باشد. پیشنهاد می شود که اثرات سرباره کنورتور LD در شرایط مزرعه بررسی شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1649

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 506 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 1
نشریه: 

پژوهش های خاک

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    27
  • شماره: 

    3 الف
  • صفحات: 

    335-348
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2506
  • دانلود: 

    636
چکیده: 

با توجه به ویژگی های مواد آلی مختلف پیش بینی می شود که افزودن آنها به خاک تاثیرات متفاوتی بر ویژگی های خاک داشته باشد. به منظور بررسی تاثیر انواع مختلف مواد آلی بر برخی ویژگی های شیمیایی خاک و تامین عناصر غذایی، آزمایشی به صورت طرح کاملا تصادفی در قالب فاکتوریل در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل خاک (دو خاک با بافت های مختلف: لوم سیلتی و رسی)، نوع (کود دامی، کمپوست زباله شهری و لجن فاضلاب) و مقدار کمپوست (0، 75، 150 و 300 متر مکعب در هکتار معادل 0، 175، 350 و 700 سانتی متر مکعب در هر گلدان با حجم 7 لیتر) بودند. نمونه های خاک پس از هوا خشک شدن با الک 2 میلی متری سرند شده و با تیمارهای مواد آلی مخلوط و در گلدان های 7 لیتری ریخته شد. ویژگی های شیمیایی نمونه های خاک شامل pH، هدایت الکتریکی (EC)، درصد کربن آلی، نیتروژن کل خاک و فسفر و پتاسیم قابل استفاده خاک اندازه گیری شد. نتایج نشان دادکه تغییرات در خصوصیات شیمیایی خاک با مقدار مصرف کمپوست ها متناسب بود. میزان پتاسیم و فسفر قابل استفاده خاک در گلدان های حاوی بالاترین سطح اختلاط کود دامی حداکثر بود. نیتروژن کل خاک، EC و کربن آلی در تیمار لجن فاضلاب با بالاترین سطح اختلاط و pH در گلدان های حاوی تیمار کمپوست زباله شهری بیش از سایر تیمار ها بود. اثرات مثبت کاربرد مواد آلی بر خصوصیات شیمیایی خاک در خاک لوم سیلتی بیشتر از خاک رسی بود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2506

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 636 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 5
نشریه: 

پژوهش های خاک

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1392
  • دوره: 

    27
  • شماره: 

    2 الف
  • صفحات: 

    179-193
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1110
  • دانلود: 

    614
چکیده: 

شور و سدیمی شدن خاک از جنبه های مهم تخریب اراضی به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر مواد اصلاح کننده معدنی و آلی مختلف، در اصلاح خاک شور و سدیمی با تاکید بر بازتوزیع کاتیون های تبادلی انجام شد. آزمایش ها به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 6 تیمار اصلاح کننده معدنی و آلی شامل؛ شاهد، کود گاوی، تفاله پسته، گچ، کود گاوی+گچ و تفاله پسته+گچ، 2 تیمار آب آبیاری (با و بدون اسید سولفوریک) همگی در 3 تکرار بود که در شرایط آزمایشگاهی و با استفاده از ستون خاک اجرا گردید. چهار مرحله آبیاری به روش متناوب با فواصل زمانی یک ماه هر کدام به میزان یک حجم تخلخل انجام شد. نتایج نشان داد که مصرف مواد اصلاح کننده در خاک، تاثیر معنی داری بر غلظت کاتیون های تبادلی و همچنین درصد سدیم تبادلی (ESP) دارد در حالی که مصرف اسید سولفوریک همراه با آب آبیاری، در میزان کاتیون های دوظرفیتی، اثر معنی داری نشان نداد. پس از عملیات اصلاح، کمترین مقدار کاتیون های تک ظرفیتی تبادلی و همچنین ESP در سطح خاک مشاهده شد و با افزایش عمق، مقدار آنها افزایش یافت در حالی که کاتیون های تبادلی دوظرفیتی تغییر معنی داری با عمق پیدا نکرد. در بین تیمارهای مورد مطالعه، تفاله پسته (با و بدون اسید) و گچ+تفاله پسته (بدون اسید) باعث کاهش سدیم تبادلی نسبت به شاهد شدند در حالی که سایر تیمارها افزایش آن را باعث شدند. همه تیمارها به ویژه تفاله پسته باعث افزایش پتاسیم تبادلی نسبت به شاهد گردیدند. کود دامی نه تنها کلسیم تبادلی را افزایش نداد بلکه تنها تیماری بود که کاهش آن را نسبت به شاهد به دنبال داشت. مصرف گچ بیشترین تاثیر را در افزایش کلسیم و منیزیم تبادلی نسبت به شاهد داشت هر چند، در حضور اسید سولفوریک برای برخی تیمارها، کاهش منیزیم تبادلی نیز مشاهده شد. نتایج حاکی از آن بود که در حضور اسید سولفوریک، تیمارهای تفاله پسته و گچ بیشترین تاثیر را در کاهش ESP داشته ولی تحت شرایط آبیاری معمولی (بدون مصرف اسید)، تیمار تفاله پسته به تنهایی و یا در ترکیب با گچ، کمترین ESP را ایجاد نمود. همچنین به دلیل وجود آهک، کارایی اسید سولفوریک در کاهش سدیم تبادلی بیشتر از گچ بود. در مجموع یافته های این تحقیق اهمیت و کارایی مطلوب تفاله پسته را در اصلاح خاک های شور و سدیمی تحت آبیاری معمولی روشن ساخت.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1110

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 614 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
نشریه: 

مهندسی زراعی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    43
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    21-39
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    401
  • دانلود: 

    114
چکیده: 

این تحقیق به منظور ارزیابی تاثیر سه ماده بهساز بقایای یونجه، کاه و کلش گندم و کود مرغی بر مقدار کربن اندوزی و مقدار کربن اندام گیاهی و خاک و برخی ویژگی های خاک در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 11 تیمار ( 2، 4 و 6 تن در هکتار کود مرغی، 5، 10 و 15 تن در هکتار بقایای یونجه، 10 و 15 تن در هکتار کاه و کلش گندم، 100 درصد نیاز کودی و شاهد) و سه تکرار و در مجموع 33 نمونه، در مزرعه ای واقع در دشت ارمو، شهرستان دره شهر در استان ایلام اجرا شد. نتایج نشان داد مقدار کربن اندوزی و مقدار کربن در اندام هوایی گیاه نسبت به ریشه بیشتر بود. بیشترین مقدار کربن اندوزی و مقدار کربن در گیاه و بیشترین مقدار فسفر خاک در تیمار 6 تن در هکتار کود مرغی و بیشترین مقدار کربن اندوزی و مقدار کربن خاک در تیمار 15 تن در هکتار کاه و کلش گندم مشاهده شد. مقدار نیتروژن و پتاسیم در خاک به ترتیب 47 و 64 درصد نسبت به شاهد افزایش نشان داد. با افزودن مواد بهساز به خاک، مقادیر pH و EC کاهش یافت و بیشترین مقدار در تیمار شاهد و کمترین در تیمار 15 تن در هکتار کاه و کلش گندم مشاهده شد که به ترتیب 4/4 و 8/50 درصد نسبت به شاهد کاهش داشتند. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این است که مقدار کربن-اندوزی در خاک نسبت به گیاه بیشتر بوده و خاک مهمترین مخزن کربن محسوب می شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 401

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 114 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
نشریه: 

مهندسی زراعی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    42
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    47-59
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    454
  • دانلود: 

    166
چکیده: 

استفاده از مواد بهساز آلی و شیمیایی ارزان قیمت در باغ های پسته می تواند منجر به افزایش تولید این محصول استراتژیک گردد. به همین منظور آزمایشی به صورت کرت های دوبار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار، جهت بررسی تاثیر مواد آلی (کمپوست زباله شهری و کود گاوی) به میزان 15 تن در هکتار، مواد شیمیایی (گچ و گوگرد) به میزان 10 تن در هکتار در مزرعه ایزدیاران در 30 کیلومتری جنوب سیرجان اجرا شد. مواد بهساز در اسفند 1390 همزمان با کاشت نهال پسته یک ساله (رقم بادامی سیرجان)، در گودال کاشت (400 گرم مواد آلی و 270 گرم مواد شیمیایی) ریخته و در مرداد سال بعد نمونه برداری از برگ ها و در اسفند سال بعد نمونه برداری از سه عمق خاک (20-0، 40-20 و 60-40 سانتیمتری) جهت اندازه گیری غلظت عناصر صورت گرفت. نتایج (با احتمال 5% معنی دار) نشان داد بیشترین پتاسیم قابل جذب خاک از همراهی کمپوست و گوگرد در عمق 60-40 سانتیمتری بدست آمده درحالی که بر غلظت پتاسیم برگ معنی دار نبود. کاربرد گوگرد باعث افزایش کلسیم محلول خاک و کود گاوی باعث افزایش غلظت کلسیم برگ گردید. بیشترین میزان منیزیم محلول خاک از کاربرد کمپوست به همراه گچ در عمق 40-20 سانتیمتری بدست آمد و بیشترین نیتروژن برگ از تلفیق کود گاوی و گوگرد حاصل شد. بیشترین غلظت فسفر قابل جذب از کاربرد کودگاوی در عمق 40-20 سانتیمتری بدست آمد که باعث افزایش معنی دار غلظت فسفر برگ نیز گردید. درواقع می توان از تلفیق مواد آلی و شیمیایی دردسترس کشاورز، باعث بهبود تغذیه گیاه گردید.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 454

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 166 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    96-107
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    32
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

تحقیق حاضر به منظور بررسی تأثیر اصلاح کننده های آلی (ورمی­کمپوست و بیوچار) و شیمیایی (گچ و گوگرد عنصری) و تلفیق ورمی­کمپوست و تیمارهای شیمیایی بر شاخص های شور، سدیمی و بیولوژیکی یک خاک شور- سدیمی انجام شد. این پژوهش بصورت فاکتوریل دو فاکتوره (با و بدون تلقیح میکروبی) بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و در شرایط گلخانه انجام شد. نمونه­های خاک پس از اختلاط با تیمارهای مختلف به مدت 120 روز در رطوبت ظرفیت مزرعه نگهداری و پس از فرآیند شستشو به مدت 150 روز تحت کشت گندم قرار گرفتند. بعد از برداشت بوته های گندم، مهمترین ویژگی­های شیمیایی و بیولوژیکی همه خاک ها تعیین شدند. نتایح نشان داد اثر هرکدام از فاکتورهای اصلی تیمارهای شیمیایی و آلی شامل تلقیح میکروبی و بدون تلقیح میکروبی به طور معنی داری (به ترتیب در سطح پنج و یک درصد) مقدار pH، EC و ESP را کاهش دادند اما اثرات متقابل فاکتور ها تأثیر معنی داری در کاهش آنها نداشتند. برای هر دو فاکتور، نقش تیمار­های ترکیبی در بهبود شاخص­های فوق به طور معنی­داری بیشتر از تیمارهای منفرد بود. اثر اصلی فاکتورهای آزمایشی در سطح یک درصد بر اغلب شاخص های بیولوژیکی شامل تنفس پایه (یک افزایش 11 تا 105 درصدی)، تنفس برانگیخته  (یک افزایش 10 تا 23 درصدی) و کربن زیست توده میکروبی (یک افزایش 8 تا 130 درصدی) خاک معنی دار شده بود اما اثرات متقابل فاکتورها تنها کربن زیست توده میکروبی را به طور معنی داری (p< 0.05) تحت تأثیر قرار داده بود. در بین تمام تیمارهای هر دو فاکتور، تیمار ترکیبی ورمی کمپوست و گچ بیشترین تأثیر گذاری را بر هر سه شاخص بیولوژیکی خاک ( یک افزایش 23 تا 130 درصدی) داشتند. این نشان می دهد که این تیمار احتمالا از طریق بهبود مناسب تر شرایط شیمیایی خاک نسبت به سایر تیمارها (مانند کاهش شوری و pH خاک) و همچنین مهیا کردن سوبسترا با ذخیره کربن تجزیه پذیرتر شرایط اکوسیستم خاک را برای تکثیر و بهبود فعالیت های میکرواورگانیسم ها مهیاتر کرده است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 32

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
نشریه: 

پژوهش های خاک

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1402
  • دوره: 

    37
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    33-49
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    96
  • دانلود: 

    18
چکیده: 

امروزه روش­های مختلفی برای کاهش اثرات منفی غلظت بالای فلزات سنگین موجود در خاک، استفاده می­شود. در این راستا، استفاده از بیوچار، روش ارزان و نسبتاً جدیدی برای کاهش سمیت فلزات سنگین می­باشد. در این پژوهش، به منظور بررسی تأثیر بیوچارهای مختلف، به عنوان بهسازهای خاک، بر بهبود رشد گیاه نعناع فلفلی در خاک آلوده به کادمیم آزمایشی گلدانی به صورت طرح فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه عامل شامل سطوح آلودگی کادمیم (50 و 100 میلی گرم برکیلوگرم)، نوع ماده آلی ( خاک اره صنوبر، بیوچار خاک اره تهیه شده در دمای 300 و 600 درجه سلسیوس، کاه گندم، بیوچار کاه گندم در دمای 300 و 600 درجه سلسیوس) و مقدار ماده آلی (صفر، 2 و 4 درصد وزنی) بر ویژگی های رشدی و عملکرد اسانس گیاه نعناع فلفلی انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش سطح کادمیم، مقادیر کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، میزان کاروتنوئید، میزان فتوسنتز، درصد اسانس و عملکرد اسانس به ترتیب کاهشی برابر 6/37%، 9/54%، 9/42%، 6/31%، 5/40%، 8/34% و 3/83% را نشان دادند. نتایج حاکی از اثرات مثبت بیوچارها در کاهش اثرات منفی کادمیم بود. مقایسه تیمار کادمیم به تنهایی با تیمارهای کادمیم همراه بیوچار نشان دادکه بیوچار علفی (کاه گندم) نسبت به سایر تیمارها توانایی بیشتری در کاهش اثرات منفی کادمیم دارد. در اغلب موارد، بیوچار کاه گندم تولید شده در دو دمای 300 و 600 درجه سلسیوس، در سطوح 2% و 4% برتری نسبی محسوسی در بهبود رشد و عملکرد گیاه، نسبت به سایر تیمارها داشت. بیشترین درصد اسانس مربوط به بیوچار کاه گندم 600 درجه سلسیوس و سطح 2% و 50 میلی گرم بر کیلوگرم کادمیم با 86% افزایش نسبت به شاهد (بدون کاربرد ماده آلی) بدست آمد. همچنین، این تیمار باعث افزایش 20 درصدی وزن تر اندام هوایی نسبت به شاهد گردید. میزان جذب نیتروژن، پتاسیم و فسفر در این تیمار به ترتیب 100%، 73% و 76% افزایش نسبت به شاهد نشان داد. به طور کلی، نتایج بدست آمده بیانگر پتانسیل بالای بهساز بیوچار کاه و کلش گندم در افزایش و بهبود رشد گیاه نعناع فلفلی در خاک آلوده به کادمیم، نسبت به سایر مواد آلی استفاده شده در این پژوهش بود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 96

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 18 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1404
  • دوره: 

    151
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    1-25
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    0
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

چکیدهسابقه و هدف: افزایش بهره برداری از منابع خاک و گسترش فعالیت های کشاورزی و صنعتی معمولاً منجر به تخریب ساختاری و کاهش کیفیت فیزیکی و مکانیکی خاک می شود. اما کاهش استفاده از خاک به دلیل محدودیت منابع آب، می تواند فشار وارد بر خاک را کاهش داده و در نتیجه، روند تخریب ساختاری آن را کندتر نماید. این مسئله به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک که با محدودیت منابع آب و خاک مواجه هستند، اهمیت بیشتری پیدا می کند. یکی از راهکارهای نوین برای بهبود ویژگی های مکانیکی خاک، استفاده از مواد افزودنی طبیعی و سازگار با محیط زیست است. در این راستا، کامپوزیت های هیبریدی با قابلیت اصلاح ساختمان خاک و افزایش پایداری آن، توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده اند. بنتونیت به دلیل خاصیت تورمی و جذب بالای آب، آلژینات به عنوان یک پلیمر زیستی و نانوسلولز به دلیل خواص مکانیکی و زیست تخریب پذیری برجسته، از جمله مواد مؤثر در بهبود ویژگی های مکانیکی خاک محسوب می شوند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر کامپوزیت هیبریدی متشکل از بنتونیت، آلژینات و نانوسلولز بر برخی ویژگی های فیزیکی و حدود اتربرگ یک خاک لسی در استان گلستان است. این مطالعه به منظور بهبود پایداری ساختاری و افزایش مقاومت خاک در برابر تنش های مکانیکی و فرسایش انجام شده است.مواد و روش ها: در این پژوهش، کامپوزیت های هیبریدی مختلف شامل 50 درصد بنتونیت/ 30 درصد آلژینات سدیم/ 20 درصد نانوسلولز (B50/A30/N20)، 70 درصد بنتونیت/ 20 درصد آلژینات سدیم/ 10 درصد نانوسلولز (B70/A20/N10) و 80 درصد بنتونیت/ 15 درصد آلژینات سدیم/ 5 درصد نانوسلولز (B80/A15/N05) به کار گرفته شد. پس از آماده سازی نمونه ها، آزمون های رطوبت خاک، میانگین وزنی قطر خاکدانه ها (MWD) و حدود اتربرگ شامل حد روانی، حد خمیری، شاخص خمیری و ضریب انبساط و انقباض (COLE) به منظور ارزیابی تأثیر این کامپوزیت ها انجام شد. نمونه ها در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی آماده سازی و مورد بررسی قرار گرفتند. داده های به دست آمده از آزمون ها با استفاده از روش های آماری تحلیل شدند تا میزان بهبود ویژگی های مکانیکی خاک در پاسخ به درصدهای مختلف افزودنی ها ارزیابی شود.یافته ها: یافته های این مطالعه نشان داد که کامپوزیت بنتونیت/ آلژینات سدیم/ نانوسلولز اثرات قابل توجهی بر خصوصیات مکانیکی و فیزیکی خاک دارد. نتایج بررسی ها نشان داد که ترکیب B80/A15/N05 منجر به افزایش حد روانی و خمیری خاک شد که به خاصیت جذب آب بالاتر و بهبود انسجام ساختاری نسبت داده شد. شاخص خمیری نیز با افزایش سهم بنتونیت و نانوسلولز در فرمولاسیون کامپوزیت ها افزایش یافت و بیشترین مقدار (81/15 گرم بر گرم) با کاربرد 3 درصد کامپوزیت B80/A15/N05 مشاهده شد. از سوی دیگر، کاربرد 3 درصد از کامپوزیت B50/A30/N20 کمترین مقدار را در ضریب انبساط و انقباض (COLE) با مقدار 02/0 داشت. همچنین، این ترکیب باعث افزایش رطوبت خاک و میانگین وزنی قطر خاکدانه ها (MWD) گردید که حاکی از بهبود پایداری ساختار خاک و ظرفیت نگهداری آب بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که این کامپوزیت ها به عنوان اصلاح کننده های مؤثر می توانند برای بهبود ویژگی های فیزیکی و مکانیکی خاک مورد استفاده قرار گیرند. بسته به نیازهای عملکردی، انتخاب درصدهای بهینه ترکیبات می تواند منجر به بهبود ویژگی های فیزیکی و مکانیکی خاک شود و کارایی آن را در شرایط مختلف محیطی افزایش دهد. این امر می تواند در کاربردهای مختلفی در کشاورزی، محیط زیست و مدیریت منابع طبیعی مفید واقع شود. علاوه بر این، استفاده از این کامپوزیت ها در اصلاح خاک های ضعیف (بهبود عناصر غذایی و ظرفیت نگهداری آب) و افزایش بهره وری کشاورزی، می تواند به عنوان یک روش پایدار در راستای تحقق اهداف کشاورزی مدرن و توسعه پایدار مورد توجه قرار گیرد. در آینده، تحقیقات بیشتر در خصوص بهینه سازی ترکیب و مقادیر دقیق این مواد، همچنین بررسی اثرات طولانی مدت آنها بر محیط زیست و اکوسیستم های مختلف، می تواند به درک بهتر از پتانسیل های کاربردی این کامپوزیت ها و گسترش استفاده از آنها در حوزه های مختلف کمک کند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 0

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1395
  • دوره: 

    14
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    54-60
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1505
  • دانلود: 

    335
چکیده: 

بهساز یکپارچه کیفیت توان (UPQC) متشکل از اینورترهای منبع ولتاژ پشت به پشت، تلفیق فیلترهای اکتیو سری و موازی است که به صورت هم زمان هارمونیک های جریان بار غیر خطی و اغتشاشات ولتاژ شبکه را جبران می کند. برای کارکرد مناسب هر دو مبدل و عبور دوطرفه توان، باید ولتاژ لینک DC حداقل 1.41 برابر ولتاژ خط به خط سمت ولتاژ بالای سیستم یعنی فیلتر اکتیو موازی باشد. یکی از فاکتورهای تعیین کننده قیمت ادوات نیمه هادی، حداکثر استرس ولتاژ قابل تحمل آنها می باشد. با بالابودن ولتاژ لینک DC، استرس ولتاژ کلیدهای سمت مبدل سری افزایش می یابد و برای رفع این نقص، در این مقاله یک شبکه منبع امپدانس به ساختار اینورترهای پشت به پشت رایج در UPQC اضافه می شود که بدین وسیله ولتاژ DC اعمالی به اینورتر فیلتر اکتیو سری را به میزان چشم گیری کاهش داده و هزینه ساخت آن کاهش خواهد یافت. در این ساختار از شبکه منبع امپدانس در یک مبدل AC/DC (فیلتر موازی) برای ایجاد خاصیت باک- بوست استفاده شده است. در عین حال به علت استفاده شبکه منبع امپدانس در فیلتر موازی، زمان مرده لازم برای کلیدزنی این مبدل حذف شده و کیفیت عملکرد و قابلیت اطمینان آن به میزان چشم گیری افزایش خواهد یافت. در این مقاله با شبیه سازی های لازم کارایی ساختار رایج و پیشنهادی با هم مقایسه خواهد شد. برای اثبات کاهش هزینه ساخت در ساختار پیشنهادی از معیار Total Switching Device Power استفاده شده است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1505

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 335 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
نشریه: 

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1385
  • دوره: 

    3
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    14-18
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    780
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

مقدمه: یکی از معایب مواد بهساز بافت سخت شدن آن در مدت کوتاهی پس از قرارگیری در دهان است که خواص بالشتکی آن را به عنوان یک ماده بهساز کاهش می دهد. هدف از این مطالعه تعیین میزان نرمی سطحی دو نوع ماده بهساز بافت با پوشش منوپلی و بدون آن است.مواد و روشها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی، از دو نوع ماده بهساز بافت آکروپارس و ویسکوژل استفاده شد. تعداد 10 نمونه دیسکی به قطر 20mm در ارتفاع 3mm از هر دو ماده ساخته شد. در هر گروه دو زیر گروه 5 تایی، یک گروه با پوشش، منوپلی و یک گروه بدون پوشش تهیه گردید. سختی سطح نمونه ها پس از 5 نوبت زمانی 1، 3، 7، 14 و 28 روز نگهداری در دمای °37، با استفاده از سختی سنجی شورآ، اندازه گیری شد و یافته ها با کمک t-test، و ANOVA Multivariant و Tucky Posthoc test آنالیز شدند.نتایج: با مقایسه نمونه ها بین گروههای آکروپارس با پوشش و بدون پوشش، ویسکوژل با پوشش و بدون پوشش، آکروپارس با پوشش و ویسکوژل بدون پوشش، آکروپارس با پوشش و ویسکوژل با پوشش و آکروپارس بدون پوشش و ویسکوژل با پوشش اختلاف معنی دار آماری (P<0.05) وجود داشت.بحث: با توجه به نتایج، سختی نمونه ها با گذشت زمان افزایش می یابد. در هر دو نوع ماده، سختی نمونه های با پوشش از بدون پوشش بیشتر است، بنابراین پوشش منوپلی تاثیری بر حفظ نرمی سطح دو ماده ندارد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 780

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
litScript
email sharing button
telegram sharing button
whatsapp sharing button
linkedin sharing button
twitter sharing button
email sharing button
email sharing button
sharethis sharing button